تماس با ما: 66125120 021

از 8 صبح الی 5 بعد از ظهر ( شنبه تا چهارشنبه )

15% تخفیف

کتاب تازه واردها 2

45,000 تومان 38,250 تومان
داستان طنز
توضیحات
دوباره مجید گریه کرده بود و آب دماغش را بالا می کشید. امید از راه رسید و گفت: باز چی شده بچه؟ کسی اذیتت کرده؟ مجید گفت: نه، کسی اذیتم نکرده.فقط دلم گرفته! امید نگاهی به من کرد و گفت: داداش نیم، هر کی دلش می گیره، باید چه کارش کنن؟ من گفتم: نمی دونم. فقط می دونم که هر وقت توی خونه لوله های فاضلاب کف حمام یا آشپزخونه می گیرن، بابام با یک لوله بازکن پمپی پلاستیکی راه آب رو باز می کنه! سینا که از خنده غش کرده بو، گفت: هی پسر، این چه ربطی به حرف امید داره؟
مشخصات
تصویرگر: نگین نقیه
موضوع: داستان
سال چاپ: 1401
نوبت چاپ: 1
قطع کتاب: رقعی
تعداد صفحه: 112
رده سنی: رده سنی د ( 10 تا 11 سال)

برگشت به بالا