تماس با ما: 66125120 021

از 8 صبح الی 5 بعد از ظهر ( شنبه تا چهارشنبه )

15% تخفیف

کتاب دفتر خاطرات هیولاها 5

39,000 تومان 33,150 تومان
شوکولاسور ظاهر می شود!
توضیحات
"الکساندر مشغول تماشای حشره کوچک شش پایی بود که داشت از سوراخش بیرون می آمد. حشره ریزه میزه کمی شاخک‌هایش را تکان داد، بعد یک دانه‌ی بزرگ سفید را بلند کرد و بالای پوسته‌ سیاه و براقش نگه داشت. الکساندر کمی به جلو خم شد و به آن‌ها نگاه کرد. صدها مورچه‌ی شبیه به هم، داشتند توی هم وول می‌خوردند. پدر الکساندر جلو آمد و گفت: «سلام گل پسر، می بینم که برای خودت شهر مورچه ای جالبی درست کرده ای!» الکساندر گفت: «بله پدر، یک هفته است که درس علوم‌مان درباره‌ی مورچه‌هاست. تکلیف‌مان برای فردا این بود که هر کسی یک شهر مورچه‌ای درست کند و به کلاس ببرد.» پدر گفت: «وای، نگاه‌شان کن. پاها و شاخک هایشان را ببین! آدم با دیدن این ها مورمورش می شود.»"
مشخصات
مترجم: محسن رخش خورشید
موضوع: داستان کودک
سال چاپ: 1400
نوبت چاپ: 5
قطع کتاب: رقعی
تعداد صفحه: 92
رده سنی: 5 سال به بالا

برگشت به بالا